گوشه زندگیام خالی توست
گوشه زندگیام خالی توست
چهارگوشه زندگیام خالی توست
3
نظر
از جنس:
احوالات ما,
تذکره
1 نظر
از جنس:
احوالات ما,
پس لرزه
تذکاری برای خودم
با یاد و نام خدا.
اتفاقاتی در این چند روز در محل کارم افتاد که نوعی تجربه ذوقی برایم به همراه داشت در مورد واهی و فانی بودن این دنیا از آن حیث که ما به آن می نگریم و روابط و برنامه ریزیهای خودمان را بر اساس آن تنظیم می کنیم. چندی است که صاحب شرکت تصمیم گرفته است که به زودی تعدادی از کارمندان خود را به دلایل مختلف به اصطلاح لی آف کند. این افراد که برخی از مدیران شرکت هم می باشند، خود از این قضیه بی اطلاع هستند و طبق رویه همیشگی مشغولند و من شاهد تصمیم گیریها و تلاش ها و برنامه ریزیها و بحث ها و خوش خدمتیهای آنها در طول این چند روز می باشم که عملا در نهایت بیهوده خواهد بود و این افراد اگر ذره ای مطلع بودند که به زودی اخراج می شوند، مسلما رویه دیگری در پیش می گرفتند و چند روز آینده هنگامی که مطلع شوند، در بهترین حالت به خوش خیالی خود به تلخی خواهند خندید یا گریست.
جدای از این امر که من هنوز مشغول به کارم، در این چند روز به این فکر مشغولم که آیا نحوه زندگی ما و نگرش محدود ما در تصمیم گیریها با وجود علم قطعی ما به کوتاه بودن زندگیمان (بخوانید بازیگریمان) در این دنیا و ناپایدار بودن روابط دنیویمان همینقدر تلخ و مضحک نیست و در این صورت، پس این همه خوش خیالی و بلند پروازی ها برای چیست؟ آیا خود را از این قاعده دنیا که روزی لی آف خواهیم شد مستثنی می دانیم با وجود اینکه میدانیم بناست دیر یا زود اخراج شویم؟
نبايد اينگونه ظلمها، آزار و اذيت ها، ترفندها، مکرها؛ دروغها و ... موجب يأس و نا اميدي در راه احقاق حق شرعي و قانوني و حاکميت مردم بر سرنوشتشان گردد؛ چون علاوه از آنکه نا اميدي از رحمت خداوند خود از معاصي و گناهان کبيره است؛ خلاف وعده نصر و پيروزي قرآن به مسلمانان نيز مي باشد که «أَلاَ إِنَّ نَصْرَ اللهِ قَرِيبٌ».دو- از شمس تبریزی
هر اعتقاد که تورا گرم کرد ، آن را نگه دار!
و هراعتقاد که تورا سرد کرد، ازآن دور باش!
هر مشکل که شود، از خود گله کن: -این مشکل از من است-!
بعضی خیال خود را به خدایی گرفته اند!
عرصه سخن بس،بس تنگ است!
عرصه معنی فراخ است!
از سخن پیشترآ، تا فراخ بینی ، عرصه بینی!
چون گفتنی ی باشد،و همه عالم، از ریشم درآویزد ، که مگو، بگویم...اگرچه بعد ازهزار سال باشد این سخن بدان کس برسد که من خواسته باشم!
بعضی کاتب وحی اند، و بعضی محل وحی اند، جهد کن تا هردو باشی ، هم محل وحی ، هم کاتب وحی، خود باشی!
اغلب خاصان خدا،آنانند که کرامتهای ایشان پنهان است،بر هر کسی آشکار نشود،چنان که ایشان پنهانند!
من عادت به نبشتن نداشته ام هرگز!
سخن را چون نمی نویسم در من می ماند و هر لحظه مرا روی دگر دهد!
سخن با خود توانم گفتن، یا هرکه خود را دیدم در او،
با او سخن توانم گفت!
3
نظر
از جنس:
احوالات ما,
پس لرزه
4
نظر
از جنس:
قصههای آقاجون
0
نظر
از جنس:
احوالات ما
4
نظر
از جنس:
احوالات ما
0
نظر
از جنس:
احوالات ما
2
نظر
از جنس:
احوالات ما
3
نظر
از جنس:
احوالات ما